|
شنبه اول تير ماه سال 1381 و شروع فصل تابستان ـ اولين روز تعطيلات تابستاني و برنامههاي تفريحي خانوادهها براي گذراندن تعطيلات، به راستي چه كسي باور ميكرد بهشت كوچك استان قزوين به يكباره به تلي از خاك بدل شود. حادثه به وقوع پيوست حادثهاي كه قريب به يكصد تن از عزيزانمان را از ما جدا ساخت و حسرت يك نگاه دوباره را در دل ما تا ابد جاودانه كرد.
چنگوره، اين قطعه كوچك بهشت و اين عروس زيبا به خوابي
عميق فرو رفته و ديگر خبري از اهالي روستا نيست، ديگر بوي دود تنورها و بوي
نان تازه از هيچ خانه اي نميآيد، فاجعهاي رخ داده كه زبان از بيان آن
قاصر، قلم از نگارش آن عاجز و چشم از ديدن آن گريان است. هر گوشهاي را كه
نگاه ميكردي تلي از خاك ميديدي و صداي ناله و شيون؛ هر كسي را كه ميديدي
گوشهاي را ميكند به اميد آنكه شايد نشانهاي از عزيز گمشده خويش پيدا كند.
كار امدادرساني از همان ساعات اوليه شروع شد اما شدت
حادثه به حدي است كه عملاً جستجوي كشتهشدگان تا چند روز به طول مي انجامد.
چادرهاي هلال احمر در پايين روستا مستقر شده و اهالي به اين چادرها منتقل
ميشوند. اما قهر خدا ادامه دارد بيش از 50 پس لرزه همچنان موج ترس را در دل
مردم ايجاد كرده است. سيل خبرنگاران و گزارشگران ايراني و خارجي به روستا
سرازير شده است و گزارش لحظه به لحظه به سراسر دنيا مخابره ميشود. شكافهاي
ايجاد شده در بيابانهاي اطراف روستا به خصوص جندره نشان از قدرت بالاي زلزله
و خروج نيروي زلزله از اين قسمتها دارد كه با شكاف زمين و ويراني کامل
روستاهاي چنـگوره و آب دره همراه بوده است.
به هر حال حادثهاي به وقوع پيوست و فاجعه اي رخ داد،
روستايي ويران شد و بسياري از اهالي روستا عزيزان خود را در اين حادثه تلخ از
دست دادند اما زندگي در جريان است و فرداهاي بهتري در راه است. بايد كدورتها
را كنار گذاشته و دست در دست يكديگر بار ديگر عزممان را جزم كنيم تا چنگوره
اين عروس بر خاك افتاده قد علم كند تا خاطرات روزهاي خوش گذشته بار ديگر
تكرار شود.
|